هوش مصنوعی:
متن درباره فردی به نام بوالفش چغانی است که به او گفتهاند چرا خر نمیراند. وقتی خورشید غروب میکند و تاریکی میآید، او نیز مانند خورشید که ناپدید میشود، در دشت باقی میماند. در پایان، خطاب به شنونده گفته میشود که او نیز در دشت خوابیده و خر نمیراند و آفتابش غروب کرده است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم تمثیلی و انتقادی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
الحکایه و التمثیل
شنودم حال بوالفش چغانی
که گفتندش چرا خر می نرانی ۱
که چون خورشید روشن روی درگشت
بتاریکی فرو مانی درین دشت ۲
تو هم ای برده اندر دشت خوابت
نراندی خر فرو شد آفتابت ۳
که گفتندش چرا خر می نرانی ۱
که چون خورشید روشن روی درگشت
بتاریکی فرو مانی درین دشت ۲
تو هم ای برده اندر دشت خوابت
نراندی خر فرو شد آفتابت ۳
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۳
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحکایه و التمثیل
بعدی:بخش هشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.