هوش مصنوعی:
در این متن، درویشی هوای قلیهای دارد و به قصاب مراجعه میکند. قصاب به او گوشتی میدهد که بیشتر جگر و استخوان است تا گوشت واقعی. درویش از این موضوع ناراحت میشود و از وضعیت زندگی خود و دیگران شکایت میکند. او از بار غم و مشکلات زندگی مینالد و احساس میکند که طاقت تحمل این شرایط را ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند «غرقهٔ خون شدن دل» ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
الحکایه و التمثیل
شنودم کز سلف درویش حالی
هوای قلیهای بودش بسالی ۱
چو سیمی دست داد آن مرد درویش
سوی قصاب راه آورد در پیش ۲
مگر قصاب ناخوش زندگانی
بدادش گوشتی چو نان که دانی ۳
چو پیر آن گوشت الحق نه چنان دید
سراسر یا جگر یا استخوان دید ۴
جگر خود بود یکباره دگر خواست
که کار ما نیاید بی جگر راست ۵
دل ما غرقهٔ خون شد بیک بار
چه میخواهند زین مشتی جگر خوار ۶
نه ما را طاقت بارگران است
نه ما را برگ بی برگی جانست ۷
چنان غم یار ما شد در غم یار
که نیست از کار غم ما را غم کار ۸
اگر گردون بمرگ ما کند ساز
غم عشقش کفن ازما کند باز ۹
هوای قلیهای بودش بسالی ۱
چو سیمی دست داد آن مرد درویش
سوی قصاب راه آورد در پیش ۲
مگر قصاب ناخوش زندگانی
بدادش گوشتی چو نان که دانی ۳
چو پیر آن گوشت الحق نه چنان دید
سراسر یا جگر یا استخوان دید ۴
جگر خود بود یکباره دگر خواست
که کار ما نیاید بی جگر راست ۵
دل ما غرقهٔ خون شد بیک بار
چه میخواهند زین مشتی جگر خوار ۶
نه ما را طاقت بارگران است
نه ما را برگ بی برگی جانست ۷
چنان غم یار ما شد در غم یار
که نیست از کار غم ما را غم کار ۸
اگر گردون بمرگ ما کند ساز
غم عشقش کفن ازما کند باز ۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۹
۳۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحکایه و التمثیل
گوهر بعدی:الحکایه و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.