هوش مصنوعی:
شاعر از زندگی پر از غصه و ناراحتی خود میگوید و اظهار تعجب میکند که چرا در طول عمرش حتی یک لحظه خوشحالی نداشته است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق و غمگینانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد یا بر روحیه آنها تأثیر منفی بگذارد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد حاصل میشود.
شماره ۱۷ - هر دم که زنم چو جانم آید به لبم
هر دم که زنم چو جانم آید به لبم
از زندگی خویشتن اندر عجبم ۱
عمرم همه صرف گشت در غصّه چنانک
یک خوش دلیم نبُد که خوش باد شبم! ۲
از زندگی خویشتن اندر عجبم ۱
عمرم همه صرف گشت در غصّه چنانک
یک خوش دلیم نبُد که خوش باد شبم! ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - جان رفت و به ذوق زندگانی نرسید
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - بویی که به جان ممتحن میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.