هوش مصنوعی: شاعر از درد ناکسی و مشغله‌های بیهوده رنج می‌برد و با وجود یافتن گنج‌های فراوان، همچنان در فقر و درماندگی می‌میرد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند درد، مرگ و فقر است که درک آن‌ها برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا ناراحتی شود.

شماره ۱۳ - دردا که ز درد ناکسی میمیرم

دردا که ز درد ناکسی میمیرم
در مشغلهٔ مهوّسی میمیرم ۱

هر روز هزار گنج مییابم باز
اما به هزار مفلسی میمیرم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲ - در پای بلا فتادهام، چتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - پیوسته زبون روزگار آمدهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.