هوش مصنوعی:
شاعر از غم و اندوه شدید خود میگوید که باعث بیخوابی و اشکهای خونین شده است. او از ساقی میخواهد تا درد و رنج بیشتری بر جانش بریزد تا بتواند گریه کند، زیرا دیگر آبی در جگرش باقی نمانده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شدید مانند 'خون گریستن' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۷ - چون با غم تو دل مرا تاب نماند
چون با غم تو دل مرا تاب نماند
در دیدهٔ خون فشان من خواب نماند ۱
ای ساقی دُردِ دَرد برجانم ریز
تا خون گریم که در جگر آب نماند ۲
در دیدهٔ خون فشان من خواب نماند ۱
ای ساقی دُردِ دَرد برجانم ریز
تا خون گریم که در جگر آب نماند ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - گرچه غمم از گریستن بیرونست
بعدی:باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.