خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او با استفاده از استعارههای زیبا مانند زلفِ معشوق، نرگسهای او و حجرالاسود، احساسات خود را بیان میکند. در نهایت، اشارهای به ابروی معشوق دارد که مانند کمانی دل او را تسخیر کرده است.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات و فرهنگ فارسی دارد.
شماره ۱۵ - از زلفِ تو دل چو در عقابین افتاد
از زلفِ تو دل چو در عقابین افتاد
نقدش همه از نرگس تو عین افتاد ۱
و آخر حجر الاسودِ خالت چو بدید
از ابرویت به قاب قوسین افتاد ۲
نقدش همه از نرگس تو عین افتاد ۱
و آخر حجر الاسودِ خالت چو بدید
از ابرویت به قاب قوسین افتاد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - گر عفو کنی به لطف جرمی که مراست
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - خطّت دام است و خالت او را دانه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.