هوش مصنوعی:
شاعر از گل میخواهد که از عمر کوتاه خود استفاده کند و از غم و ماتم دوری کند. او تأکید میکند که عمر مانند صبح و گل زودگذر است و باید از فرصتها استفاده کرد.
رده سنی:
15+
محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۳۸ - ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن
ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن
ور ماتم خویش میکنی اکنون کن ۱
وی صبح چو عمر گل به یک دم گرو است
آن دم بزن و از گروش بیرون کن ۲
ور ماتم خویش میکنی اکنون کن ۱
وی صبح چو عمر گل به یک دم گرو است
آن دم بزن و از گروش بیرون کن ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - تاگل ز گریبان چمن سر بر کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - گرچه گل تر درآمدن سر تیز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.