هوش مصنوعی:
شاعر از بیوفایی عمر و گذر سریع زمان شکایت میکند و بیان میکند که عمر بدون آنکه شب خوشی را تجربه کند، به پایان میرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی درباره گذر زمان و بیوفایی عمر است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۰ - میریخت گل و ز خاک مفرش میکرد
میریخت گل و ز خاک مفرش میکرد
وز بیم شدن سینه پُر آتش میکرد ۱
دردا که چو بیوفایی عمر بدید
نابرده شبی به روز، شب خوش میکرد ۲
وز بیم شدن سینه پُر آتش میکرد ۱
دردا که چو بیوفایی عمر بدید
نابرده شبی به روز، شب خوش میکرد ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - گرچه گل تر درآمدن سر تیز است
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - بشکفت به صد هزار خوبی گل مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.