هوش مصنوعی:
شاعر با گل گفتوگو میکند و از کوتاهی عمر شکایت میکند. گل در پاسخ میگوید که در این جهان جای ماندن نیست و همچون دیگران باید رفت.
رده سنی:
12+
مفهوم فلسفی و انتزاعی متن ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد، اما برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
شماره ۵۴ - با گل گفتم که با چنین عمر که هست
با گل گفتم که با چنین عمر که هست
انگار که نیست رخت بر باید بست ۱
گل گفت: چو نیست در جهان جای نشست
هم بر سر پای میروم دست به دست ۲
انگار که نیست رخت بر باید بست ۱
گل گفت: چو نیست در جهان جای نشست
هم بر سر پای میروم دست به دست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳ - گل عمر بسی کرد طلب پس چه کند
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - گل بین که به صد غنج و به صدناز رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.