هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و تنهایی خود میگوید و بیان میکند که چون کسی برای تسلی دادن به او نیست، نمیداند با چه کسی درد دل کند. همچنین، او خود را مانند شمعی میبیند که سرِ خود را ندارد و از نور و گرمای عزیزی دور افتاده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند ناامیدی و تنهایی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع اشعار معمولاً برای سنین بالاتر که توانایی تحلیل و درک بهتر احساسات را دارند، مناسبتر است.
شماره ۱۰۸ - چون نیست امید غمگسارم نفسی
چون نیست امید غمگسارم نفسی
پس من چه کنم با که برآرم نفسی؟ ۱
تا دور فتاده ام ازان شمع چو گل
چون شمع سرِ خویش ندارم نفسی ۲
پس من چه کنم با که برآرم نفسی؟ ۱
تا دور فتاده ام ازان شمع چو گل
چون شمع سرِ خویش ندارم نفسی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - امروز منم فتاده زان دلکش باز
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - ای شمع! کسی که چون تو آغشته بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.