هوش مصنوعی:
متن روایتکننده داستان مردی اسیر است که توسط ظالمان مورد آزار قرار میگیرد و به درگاه خداوند دعا میکند. شیخ مهنه از آنجا میگذرد و خادمی از او میخواهد که برای مرد شفاعت کند. شیخ در پاسخ اشاره میکند که یاد خدا در این لحظه میتواند آرامش بخش باشد و ظالمان را به سزای اعمالشان برساند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین اشاره به خشونت و ظلم در داستان، آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
الحكایة و التمثیل
ظالمان کردند مردی را اسیر
ریختند آبی برو چون ز مهریر ۱
میزدندش چوب و او میگفت زار
دست من گیر ای خدای کامگار ۲
شیخ مهنه میگذشت آنجایگاه
خادمی گفتش که ای سلطان راه ۳
گر از ایشانش شفاعت میکنی
همچنان دانم که طاعت میکنی ۴
این شفاعت گفت چون آرم بجای
کین زمان یاد آمد او را از خدای ۵
هر کرا این لحظه آید یاد ازو
دل دریده سر بریده باد ازو ۶
یاد آن بهتر که آرام آورد
مار را چون مور در دام آورد ۷
ریختند آبی برو چون ز مهریر ۱
میزدندش چوب و او میگفت زار
دست من گیر ای خدای کامگار ۲
شیخ مهنه میگذشت آنجایگاه
خادمی گفتش که ای سلطان راه ۳
گر از ایشانش شفاعت میکنی
همچنان دانم که طاعت میکنی ۴
این شفاعت گفت چون آرم بجای
کین زمان یاد آمد او را از خدای ۵
هر کرا این لحظه آید یاد ازو
دل دریده سر بریده باد ازو ۶
یاد آن بهتر که آرام آورد
مار را چون مور در دام آورد ۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۷
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:المقالة الاولی
گوهر بعدی:الحكایة و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.