هوش مصنوعی:
بوعلی طوسی از عشق آشفته بود و سخنان زیبا و ارزشمند میگفت. با گذشت زمان و نزدیک شدن به پایان عمر، افسوس خورد که سخنانش کوتاه شدهاند، زیرا شبِ پایان زندگی فرارسیده و دیگر فرصتی برای بیان حرفهای ناب نبود. او تأکید میکند که باید صبر کرد تا روزی برسد که شبِ پایانناپذیر نداشته باشد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند مرگ، عشق و صبر نیاز به بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
الحكایة و التمثیل
بوعلی طوسی ز عشق آشفته بود
همچو آب زر سخن میگفته بود ۱
عاقبت چون روز بس بیگاه شد
گفت دردا کاین سخن کوتاه شد ۲
زانکه روزی را که شب در پی بود
لایق این حرف هرگز کی بود ۳
صبر باید کرد تا روزی تمام
در رسد کانرا نباشد شب مدام ۴
همچو آب زر سخن میگفته بود ۱
عاقبت چون روز بس بیگاه شد
گفت دردا کاین سخن کوتاه شد ۲
زانکه روزی را که شب در پی بود
لایق این حرف هرگز کی بود ۳
صبر باید کرد تا روزی تمام
در رسد کانرا نباشد شب مدام ۴
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۴
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
بعدی:بخش سیزدهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.