هوش مصنوعی:
پادشاهی در حال عبور از مکانی بود که خاکی بیجان سخن گفت و از خداوند شکایت کرد که اگر قرار بود کاری انجام دهد، تاکنون آن را انجام داده بود و اگر قرار بود سفر کند، اکنون زمان آن بود. خاک گفت که وظیفه خود را انجام داده و اکنون کار را به خدا واگذار کرده است. پادشاه از سخنان خاک خوشحال شد و دستور داد تا بدرهای را در غربال بریزند، زیرا کسی که صبحگاهان به کار میپرد، بیش از آنچه میجوید مییابد.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، استفاده از زبان کهن و تمثیلهای پیچیده ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
الحكایة و التمثیل
پادشاهی در رهی میشد پکاه
خاک بیزی میگذشت آنجایگاه ۱
پس زفان بگشاده بود آن خاک بیز
کای خدا بر فرق کردم خاک ریز ۲
گر مرا بایست رفتن سوی کار
تاکنون در کار بودم بی قرار ۳
ور پگه بایست کردن عزم راه
کار را برخاستم اینک پگاه ۴
آنچه بر من بود آوردم بجای
کار اکنون با تو افتاد ای خدای ۵
شاه خوش شد از حدیث خاک بیز
گفت گیر این بدره در غربال ریز ۶
چون پگاهی کار را بشتافتی
آنچه جستی بیشتر زان یافتی ۷
خاک بیزی میگذشت آنجایگاه ۱
پس زفان بگشاده بود آن خاک بیز
کای خدا بر فرق کردم خاک ریز ۲
گر مرا بایست رفتن سوی کار
تاکنون در کار بودم بی قرار ۳
ور پگه بایست کردن عزم راه
کار را برخاستم اینک پگاه ۴
آنچه بر من بود آوردم بجای
کار اکنون با تو افتاد ای خدای ۵
شاه خوش شد از حدیث خاک بیز
گفت گیر این بدره در غربال ریز ۶
چون پگاهی کار را بشتافتی
آنچه جستی بیشتر زان یافتی ۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۷
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
بعدی:بخش چهاردهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.