هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود مانند عشق، اندوه و تنهایی سخن میگوید. او ترجیح میدهد رازهای دل را با یار صاحبدل در میان بگذارد تا اینکه فریاد بیحاصل بزند. همچنین، از آرامش موقت در مستی و عشق به معشوق صحبت میکند و خود را موجودی پاک و روشنگر میداند که اسیر خاک و دنیای مادی نیست. در نهایت، از ناآگاهی معشوق از درد دلش شکایت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به مستی و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غرق تمنای تو ام
در پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم ۱
در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم ۲
اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای
آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم ۳
زآن رو ستانم جام را آن مایه ی آرام را
تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم ۴
از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم ۵
روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم ۶
غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام
من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم ۷
دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم ۸
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم ۱
در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم ۲
اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای
آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم ۳
زآن رو ستانم جام را آن مایه ی آرام را
تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم ۴
از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم ۵
روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم ۶
غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام
من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم ۷
دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۸۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رسوای دل
گوهر بعدی:دل زاری که من دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.