هوش مصنوعی: این شعر با بهره‌گیری از تصاویر شاعرانه مانند اشک، باران، آتش و جویبار، احساسات عمیق غم و حسرت را بیان می‌کند. شاعر از دردهای عاطفی، فراق و ناکامی‌های زندگی سخن می‌گوید و با زبانی غمگین و تاثرانگیز، حالات درونی خود را توصیف می‌نماید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر قابل درک نباشد.

ماجرای اشک

تابد فروغ مهر و مه از قطره های اشک
باران صبحگاه ندارد صفای اشک ۱

گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست
روشن دلی کجاست که داند بهای اشک؟ ۲

ماییم و سینه‌ای که بود آشیان آه
ماییم و دیده‌ای که بود آشنای اشک ۳

گوش مرا ز نغمه ی شادی نصیب نیست
چون جویبار ساخته ام با نوای اشک ۴

از بس که تن ز آتش حسرت گداخته است
از دیده خون گرم فشانم به جای اشک ۵

چون طفل هرزه پوی بهر سوی می دویم
اشک از قفای دلبر و من از قفای اشک ۶

دیشب چراغ دیده ی من تا سپیده سوخت
آتش افتاد بی تو به ماتم سرای اشک ۷

خواب آور است زمزمه ی جویبارها
در خواب رفته بخت من از های های اشک ۸

بس کن رهی که تاب شنیدن نیاوریم
از بس که دردناک بود ماجرای اشک ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۸۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:دل زاری که من دارم
گوهر بعدی:ترک خودپرستی کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.