هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از فداکاریهای خود در راه عشق، مانند بخشیدن عافیت و وجودش به می و سیلاب، یاد میکند. او از عشق سوزان خود به معشوقی که مانند آتش و ماه است، میگوید و بیان میکند که عمرش را در جستوجوی اهل دل گذرانده، اما به کام نرسیده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
مهتاب
ما نقد عافیت به می ناب داده ایم
خار و خس وجود به سیلاب داده ایم ۱
رخسار یار گونه آتش از آن گرفت
کاین لاله را ز خون جگر آب داده ایم ۲
آن شعله ایم کز نفس گرم سینه سوز
گرمی به آفتاب جهانتاب داده ایم ۳
در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
جان در هوای گوهر نایاب داده ایم ۴
کامی نبرده ایم از آن سیمتن رهی
از دور بوسه بر رخ مهتاب داده ایم ۵
خار و خس وجود به سیلاب داده ایم ۱
رخسار یار گونه آتش از آن گرفت
کاین لاله را ز خون جگر آب داده ایم ۲
آن شعله ایم کز نفس گرم سینه سوز
گرمی به آفتاب جهانتاب داده ایم ۳
در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
جان در هوای گوهر نایاب داده ایم ۴
کامی نبرده ایم از آن سیمتن رهی
از دور بوسه بر رخ مهتاب داده ایم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شعله سرکش
گوهر بعدی:لبخند صبحدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.