هوش مصنوعی:
این متن شعری از سعدی است که در آن به موضوعاتی مانند عشق، شادی و غم، زندگی زودگذر، و ارزش محبت پرداخته شده است. شاعر از بادهنوشی و مستی به عنوان نمادی از شادی و گذران عمر یاد میکند و در عین حال، به غمهای پنهان در پشت خندهها اشاره دارد. همچنین، شیراز را به عنوان نماد عشق و امید ستایش میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به بادهنوشی و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
خاک شیراز
چون شفق گر چه مرا باده ز خون جگر است
دل آزاده ام از صبح طربناک تر است ۱
عاشقی مایه شادی بود و گنج مراد
دل خالی ز محبت صدف بی گوهر است ۲
جلوه برق شتابنده بود جلوه عمر
مگذر از باده مستانه که شب در گذر است ۳
لب فروبسته ام از ناله و فریاد ولی
دل ماتمزده در سینه من نوحه گر است ۴
گریه و خنده آهسته و پیوسته من
همچو شمع سحر آمیخته با یکدیگر است ۵
داغ جانسوز من از خنده خونین پیداست
ای بسا خنده که از گریه غم انگیزتر است ۶
خاک شیراز که سرمنزل عشق است و امید
قبله مردم صاحبدل و صاحب نظر است ۷
سرخوش از ناله مستانه سعدی است رهی
همه گویند ولی گفته سعدی دگر است ۸
دل آزاده ام از صبح طربناک تر است ۱
عاشقی مایه شادی بود و گنج مراد
دل خالی ز محبت صدف بی گوهر است ۲
جلوه برق شتابنده بود جلوه عمر
مگذر از باده مستانه که شب در گذر است ۳
لب فروبسته ام از ناله و فریاد ولی
دل ماتمزده در سینه من نوحه گر است ۴
گریه و خنده آهسته و پیوسته من
همچو شمع سحر آمیخته با یکدیگر است ۵
داغ جانسوز من از خنده خونین پیداست
ای بسا خنده که از گریه غم انگیزتر است ۶
خاک شیراز که سرمنزل عشق است و امید
قبله مردم صاحبدل و صاحب نظر است ۷
سرخوش از ناله مستانه سعدی است رهی
همه گویند ولی گفته سعدی دگر است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۸۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:کوی میفروش
گوهر بعدی:گیسوی شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.