هوش مصنوعی: این متن بیانگر احساسات شاعر نسبت به ناسازگاری و بی‌وفایی دوست یا معشوق است. شاعر از بی‌ثباتی در پیمان و ناسازگاری طرف مقابل شکایت دارد و غم ناشی از این رابطه را توصیف می‌کند. همچنین، او امیدوار است که روزی بتواند از این غم رها شود.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمگینانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد یا تأثیر منفی بر روحیه آن‌ها بگذارد. همچنین، درک کامل احساسات و مضامین شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۸۲ - نمیدانی تو رسم دوست داری

نمیدانی تو رسم دوست داری
نمیدانم که با جانم چه داری ۱

مگو پیمان و عهدم استوار است
که در پیمــــان شکستن استواری ۲

غمت چندانکه با ما سازگار است
تو صد چنـــدان بما نــاســــازگاری ۳

غبارم را توانی داد بر باد
اگر بر دل ز من داری غباری ۴

دمار از روزگار غم بر آرم
اگر افتد بدستم روزگاری ۵

رضی گوئی تو را دیگر چه حال است
خبر گویا ز حٰال مانداری ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱ - خوشتر ز بهشتی و بهٰاری
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - چه التفات به خار و خس چمن داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.