خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها از غم و اندوه خود میگوید که مانند ابر سیاه گهر میریزد و از چشماش خون جگر میچکد. در غم دوری معشوق، هر مژهاش مانند گلشنهایی است که لالههای خونین میریزد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز این شعر برای درک و احساس نیاز به بلوغ عاطفی دارد و ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
رباعی ۱۷ - از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
وز دیده ی من خون جگر می ریزد ۱
بی روی تو از هر مژه ام در گلشن
دامن دامن لاله تر می ریزد ۲
وز دیده ی من خون جگر می ریزد ۱
بی روی تو از هر مژه ام در گلشن
دامن دامن لاله تر می ریزد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۶ - هر ذره ی خاک من زبانی دارد
گوهر بعدی:رباعی ۱۸ - آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.