خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از اندوه و نگرانیهای زندگی میپرسد و به این فکر میکند که چرا باید اینقدر غصه بخورد. او اشاره میکند که غصه خوردن باعث مرگ نمیشود و شاد بودن هم تضمینی برای زندگی بهتر نیست. سپس به این موضوع میپردازد که روزیمان در دست چه کسی است و آنچه در اختیار ماست، روزی چه کسی خواهد بود.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی درباره زندگی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند مرگ و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
قطعه ۲ - تا کی اندوه روزگار خوریم؟
تا کی اندوه روزگار خوریم؟
فکر نابود و بود چندین چیست؟ ۱
گر نباشد ز غصه نتوان مرد
ور بود شاد نیز نتوان زیست ۲
تا که در دست کیست روزی ما؟
و آنچه در دست ماست روزی کیست؟ ۳
فکر نابود و بود چندین چیست؟ ۱
گر نباشد ز غصه نتوان مرد
ور بود شاد نیز نتوان زیست ۲
تا که در دست کیست روزی ما؟
و آنچه در دست ماست روزی کیست؟ ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱ - ای خواجه مپندار که ما گوهر فردیم
گوهر بعدی:قطعه ۳ - آه! ازین روزگار برگشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.