هوش مصنوعی: این متن عرفانی بر وحدت وجود و نفی دوگانگی تأکید دارد. شاعر از مخاطب می‌خواهد به‌جای تعلق به «هستی» ظاهری، به «نیستی» (فنا در خدا) برسد و از منیّت بگذرد. او بیان می‌کند که تمام جهان تجلی اسماء الهی است و دوگانگی «ما و تو» اعتباری است. در نهایت، رسیدن به وحدت حقیقی مستلزم فنا در ذات الهی است.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی متن نیاز به درک انتزاعی و بلوغ فکری دارد. درک صحیح مفاهیمی مانند «فنا»، «وحدت وجود» و نقد دوگانگی، معمولاً برای نوجوانان دشوار است و مناسب مخاطبان بزرگسال است.

شماره ۱۷ - گر به هستی آئی اینجا نیستی

گر به هستی آئی اینجا نیستی
کوش تا در راه هستی نیستی ۱

نیستی و دم ز هستی می زنی
از منی بگذر اگر یار منی ۲

ملک توحید از دوئی بر هم مزن
از دوئی در حضرت او دم مزن ۳

اعتباری باشد این ما و توئی
اعتباری خود ندارد این دوئی ۴

اسم اعظم در همه عالم یکی است
وحدت اسم و مسمی بی شکی است ۵

هرچه بینی صورت اسمای اوست
هر که یابی غرقهٔ دریای اوست ۶

جام و می گر چه دو باشد در نظر
در حقیقت یک بود نیکو نگر ۷

دو نماید گر چه یک باشد نه دو
یک بود دو گر نباشد ما و تو ۸

گر یکی را صد شماری صد یکیست
صد مراتب باشد و آن یک خود یکی است ۹

گرنه ای احول یکی را دو مبین
ور یکی می بیند آن ، تو دو مبین ۱۰

رو فنا شو از صفات و ذات خود
تا ز تو با تو نماند نیک و بد ۱۱

چون شدی فانی فنا شو از فنا
تا خدا ماند خدا ماند خدا ۱۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶ - گر تو را دردیست رو درمان بجو
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - یارم اگر ز سرش نقابی بسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.