هوش مصنوعی:
متن توصیفی و شاعرانهای است که در آن شب، عطر یاسها، تاریکی، عشق و مرگ به تصویر کشیده شدهاند. نویسنده با استفاده از تصاویر حسی و موسیقایی، فضایی رویایی و در عین حال شوم خلق میکند که در آن عشق و مرگ در کنار هم به رقص درمیآیند. عطر یاسها و بوی تلخ سروها نمادهایی از زندگی، امید، اندوه و مرگ هستند که در دل شب با هم میآمیزند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاشقانهای است که با تصاویر شاعرانه و گاهی تاریک همراه شدهاند. درک کامل این مفاهیم ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد. همچنین، پرداختن به موضوع مرگ و اندوه به شیوهای پیچیده و نمادین، مناسب مخاطبان با درک بالاتر از ادبیات و فلسفه است.
سمفونی تاريک
غنچههای یاسِ من امشب شکفته است. و ظلمتی که باغِ مرا بلعیده، از بویِ یاسها معطر و خوابآور و خیالانگیز شده است.
با عطرِ یاسها که از سینهی شب برمیخیزد، بوسههایی که در سایه ربوده شده و خوشبختیهایی که تنها خوابآلودگی شب ناظرِ آن بوده است بیدار میشوند و با سمفونی دلپذیرِ یاس و تاریکی جان میگیرند.
و بویِ تلخِ سروها ــ که ضربهای آهنگِ اندوهزای گورستانیست و به یأسهای بیدار لالای میگوید ــ در سمفونی یاس و تاریکی میچکد و میانِ آسمانِ بیستاره و زمینِ خوابآلود، شبِ لجوج را از معجونِ عشق و مرگ سرشار میکند.
عشق، مگر امشب با شوهرش مرگ وعدهی دیداری داشته است... و اینک، دستادست و بالابال بر نسیمِ عبوس و مبهمِ شبانگاه پرسه میزنند.
دلتنگیهای بیهودهی روز در سایههایِ شب دور و محو میشوند و پچپچهشان، چون ضربههایِ گیج و کشدارِ سنج، در آهنگِ تلخ و شیرینِ تاریکی به گوش میآید.
و آهنگِ تلخ و شیرینِ تاریکی، امشب سرنوشتی شوم و ملکوتی را در آستانهی رؤیاها برابرِ چشمانِ من به رقص میآورد.
□
امشب عشقِ گوارا و دلپذیر، و مرگِ نحس و فجیع، با جبروت و اقتدار زیرِ آسمانِ بینور و حرارت بر سرزمینِ شب سلطنت میکنند...
امشب عطرِ یاسها سنگرِ صبر و امیدِ مرا از دلتنگیهای دشوار و سنگینِ روز بازمیستاند...
امشب بوی تلخِ سروها شعلهی عشق و آرزوها را که تازهتازه در دلِ من زبانه میکشد خاموش میکند...
امشب سمفونی تاریکِ یاسها و سروها اندوهِ کهن و لذتِ سرمدی را در دلِ من دوباره به هم میآمیزد...
امشب از عشق و مرگ در روحِ من غوغاست...
۱۳۲۶
با عطرِ یاسها که از سینهی شب برمیخیزد، بوسههایی که در سایه ربوده شده و خوشبختیهایی که تنها خوابآلودگی شب ناظرِ آن بوده است بیدار میشوند و با سمفونی دلپذیرِ یاس و تاریکی جان میگیرند.
و بویِ تلخِ سروها ــ که ضربهای آهنگِ اندوهزای گورستانیست و به یأسهای بیدار لالای میگوید ــ در سمفونی یاس و تاریکی میچکد و میانِ آسمانِ بیستاره و زمینِ خوابآلود، شبِ لجوج را از معجونِ عشق و مرگ سرشار میکند.
عشق، مگر امشب با شوهرش مرگ وعدهی دیداری داشته است... و اینک، دستادست و بالابال بر نسیمِ عبوس و مبهمِ شبانگاه پرسه میزنند.
دلتنگیهای بیهودهی روز در سایههایِ شب دور و محو میشوند و پچپچهشان، چون ضربههایِ گیج و کشدارِ سنج، در آهنگِ تلخ و شیرینِ تاریکی به گوش میآید.
و آهنگِ تلخ و شیرینِ تاریکی، امشب سرنوشتی شوم و ملکوتی را در آستانهی رؤیاها برابرِ چشمانِ من به رقص میآورد.
□
امشب عشقِ گوارا و دلپذیر، و مرگِ نحس و فجیع، با جبروت و اقتدار زیرِ آسمانِ بینور و حرارت بر سرزمینِ شب سلطنت میکنند...
امشب عطرِ یاسها سنگرِ صبر و امیدِ مرا از دلتنگیهای دشوار و سنگینِ روز بازمیستاند...
امشب بوی تلخِ سروها شعلهی عشق و آرزوها را که تازهتازه در دلِ من زبانه میکشد خاموش میکند...
امشب سمفونی تاریکِ یاسها و سروها اندوهِ کهن و لذتِ سرمدی را در دلِ من دوباره به هم میآمیزد...
امشب از عشق و مرگ در روحِ من غوغاست...
۱۳۲۶
۱۰۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:برای شما که عشق ِتان زندهگیست
گوهر بعدی:آوازِ شبانه برای کوچهها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.