هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، از عشق سوزان، درد فراق، و آرزوهای شاعر سخن میگوید. شاعر از عشق خود به معشوق، رنجهای شبانه، و تمایل به جاودانگی از طریق وصال معشوق میسراید. همچنین، اشارهای به اسطورههای عاشقانه مانند فرهاد و شیرین دارد و در پایان، از مینوشی به عنوان تسکین دهنده دردها یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، دردهای روحی، و اشارات به اساطیر است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از نمادهای مانند مینوشی نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
زلف و شانه
بر جان، شرار عشفت، خوش میکشد زبانه
باور نداشت بختم، این دولت از زمانه ۱
دیشب دل پریشم، تا صبح، شکوه میکرد
گاهی ز دست زلف، گاهی ز دست شانه ۲
خواهم که چون سکندر، گرد جهان بگردم
شهد لبت بنوشم، آب بقاء بهانه ۳
فرهاد، بهر شیرین، گر کَند جوئی از شیر
من کردهام ز دیده، سیلاب خون روانه ۴
وقت صبوحی آمد ای ساقی سحر خیز
برخیز تا بنوشیم، از این می شبانه ۵
باور نداشت بختم، این دولت از زمانه ۱
دیشب دل پریشم، تا صبح، شکوه میکرد
گاهی ز دست زلف، گاهی ز دست شانه ۲
خواهم که چون سکندر، گرد جهان بگردم
شهد لبت بنوشم، آب بقاء بهانه ۳
فرهاد، بهر شیرین، گر کَند جوئی از شیر
من کردهام ز دیده، سیلاب خون روانه ۴
وقت صبوحی آمد ای ساقی سحر خیز
برخیز تا بنوشیم، از این می شبانه ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دقیقه، دقیقه
گوهر بعدی:گل شببو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.