هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف طبیعت در فصل بهار و نوروز میپردازد. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای هنرمندانه، جلوههای طبیعت را مانند شکوفههای بادام، لالههای سرخ، رودخانهها و کوهها توصیف میکند. همچنین، به شادیهای مختلف انسانها اشاره میکند و در نهایت، شادی خود را در خرمی و شکوه طبیعت و ملک میداند.
رده سنی:
14+
این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعارههای ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از واژگان و تصاویر پیچیدهتر، آن را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب میسازد.
شمارهٔ ۹۵ - بهاریه
رسید موکب نوروز و چشمفتنه غنود
درود باد برین موکب خجسته، درود ۱
کنون که بر شد آواز مرغ از بر مَرغ
شنید باید آوای رود بر لب رود ۲
به کتف دشت یکی جوشنی است مینارنگ
به فرق کوه یکی مغفری است سیماندود ۳
سپهر، گوهر بارد همی به مینا درع
سحاب، لؤلؤ پاشد همی به سیمین خود ۴
شکسته تاج مرصع به شاخک بادام
گسسته عقدگهر بر ستاک شفتالود ۵
تل شقیق به مانند مقتلی است شریف
درخت سرو به کردار گنبدی است کبود ۶
به طرف مرز بر، آن لالههای نشکفته
چنان بود که سرنیزههای خونآلود ۷
به روی آب نگه کن که از تطاول باد
چنان بودکه گه مسکنت، جبین یهود ۸
هزار طرفه ز آثار باستان یابی
کجا بخواهی گامی دو، باغ را پیمود ۹
صنیع آزر بینی و حجت زردشت
گواه موسی یابی و معجز داود ۱۰
به هرکه درنگری شادیئی پزد در دل
به هرچه برگذری اندهی کند بدرود ۱۱
یکی است شاد به سیم و یکی است شاد به زر
یکی است شاد به چنگ و یکی است شاد به رود ۱۲
همه به چیزی شادند و خرمند ولیک
مرا به خرمی ملک شاد باید بود ۱۳
درود باد برین موکب خجسته، درود ۱
کنون که بر شد آواز مرغ از بر مَرغ
شنید باید آوای رود بر لب رود ۲
به کتف دشت یکی جوشنی است مینارنگ
به فرق کوه یکی مغفری است سیماندود ۳
سپهر، گوهر بارد همی به مینا درع
سحاب، لؤلؤ پاشد همی به سیمین خود ۴
شکسته تاج مرصع به شاخک بادام
گسسته عقدگهر بر ستاک شفتالود ۵
تل شقیق به مانند مقتلی است شریف
درخت سرو به کردار گنبدی است کبود ۶
به طرف مرز بر، آن لالههای نشکفته
چنان بود که سرنیزههای خونآلود ۷
به روی آب نگه کن که از تطاول باد
چنان بودکه گه مسکنت، جبین یهود ۸
هزار طرفه ز آثار باستان یابی
کجا بخواهی گامی دو، باغ را پیمود ۹
صنیع آزر بینی و حجت زردشت
گواه موسی یابی و معجز داود ۱۰
به هرکه درنگری شادیئی پزد در دل
به هرچه برگذری اندهی کند بدرود ۱۱
یکی است شاد به سیم و یکی است شاد به زر
یکی است شاد به چنگ و یکی است شاد به رود ۱۲
همه به چیزی شادند و خرمند ولیک
مرا به خرمی ملک شاد باید بود ۱۳
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۳
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹۴ - در محرم
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۶ - سپید رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.