هوش مصنوعی: شخصی در حال حمل آفتابه است که توسط مأمور متوقف می‌شود و به او گفته می‌شود که اجازه این کار را ندارد. فرد در پاسخ می‌گوید که تا زمانی که اجازه از رئیس گرفته نشود، او اهمیتی نمی‌دهد. مأمور می‌پرسد پس چاره چیست و در پایان، شاعر از یاران می‌خواهد که در این مورد نظر دهند و اشاره می‌کند که در این روزگار، چه کسی بدون اجازه دولت دست به چنین کاری می‌زند.
رده سنی: 18+ متن دارای لحن انتقادی و طنزآمیز نسبت به قوانین و مقررات دولتی است و ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین استفاده از واژه‌های غیررسمی مانند «ریده‌ام» ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

شمارهٔ ۲۸ - در زندان شهربانی

بگرفتم آفتابه که گیرم ره مبال
آژان گرفت راهم و گفتا اجازه نیست ۱

گفتم تو تا اجازه فراز آری از رئیس
من‌ریده‌ام‌به‌خوٻش‌،‌بگفتاکه چاره‌چیست ۲

یاران نظرکنیدکه جز من به روزگار
آن کس که بی‌اجازهٔ‌دولت ریده کیست ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۷ - به شاهزادهٔ نصرهٔالدوله
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۹ - به منکر عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.