هوش مصنوعی: پروانه، شمع و گل در یک شب در چمن‌زار جمع می‌شوند و از سختی‌های روزگار با هم صحبت می‌کنند. با رسیدن صبح، پروانه و شمع ناپدید می‌شوند و تنها گل باقی می‌ماند که با وزش باد صبا، او نیز از بین می‌رود. در پایان، راوی تنها می‌ماند.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم نمادین و فلسفی درباره زندگی، گذرا بودن آن و تنهایی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک بالاتر است.

رباعی مستزاد

پروانه و شمع و گل شبی آشفتند
در طرف چمن ۱

وز جور و جفای دهر با هم گفتند
بسیار سخن ۲

شد صبح‌، نه پروانه به جا بود و نه شمع
ناگاه صبا ۳

برگل بوزبد و هر دو با هم رفتند
من ماندم و من ۴
قالب: رباعی مستزاد
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:مناظرهٔ ادبی (در جواب صادق سرمد از ادبای زمان)
بعدی:چهارپاره‌ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.