هوش مصنوعی:
در این شعر، لحاف کهنهای که پاره شده است، پنبههایش در کوچه و بازار پخش میشود و دشت را سرد و خاموش میگذارد. شاعر از لحاف میخواهد که به بام آنها نیاید، زیرا پنبههایشان همیشه آسیب دیدهاند و دشت سوخته از پنبههای سپید خالی است. در نهایت، جهان به نفع حریفان است و گویی پنبه در گوش همهجا وجود دارد.
رده سنی:
15+
متن دارای نمادها و مفاهیم عمیق اجتماعی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
سیاه
لحاف کهنه زال فلک شکافته شد
و پنبه کوچه و بازار شهر را پُر کرد
و دشت اکنون سرد و غریب و خاموش است
آهای لحاف پاره خود رابه بام ما متکان
که گرچه پنبه ما را
همیشه آفت خورد
و دشت سوخته از پنبه سپیده تهی ست
جهان به کام حریفان
پنبه در گوش است
و پنبه کوچه و بازار شهر را پُر کرد
و دشت اکنون سرد و غریب و خاموش است
آهای لحاف پاره خود رابه بام ما متکان
که گرچه پنبه ما را
همیشه آفت خورد
و دشت سوخته از پنبه سپیده تهی ست
جهان به کام حریفان
پنبه در گوش است
۸۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دیگر زمین تهی نیست
گوهر بعدی:طومار تلاش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.