هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و درد هجران سخن میگوید. شاعر از عشق پرشور و رنجهای ناشی از دوری معشوق مینالد و از طبیب میخواهد که درمان او را نجوید، چرا که تنها معشوق میتواند درد او را درمان کند. شعر همچنین به زیبایی و شکوه معشوق اشاره دارد و او را با یوسف و سلطان مقایسه میکند. در پایان، شاعر از سوزش دل و گریههایش میگوید و آرزوی قربانی شدن در راه معشوق را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۲۲ - گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما ۱
ای طبیب از ما گذر، درمان درد ما مجوی
تا کند جانان ما از لطف خود درمان ما ۲
یوسف عهد خودی تو، ای صنم با این جمال
می رسد شاهی ترا بر دلبران، سلطان ما ۳
دی خرامان در چمن ناگه گذشتی لاله گفت
نیست مثل آن صنوبر در همه بستان ما ۴
از تب و تاب غم هجران چو ما را دل بسوخت
خود نگفتی این گذر چونست در هجران ما ۵
چشم ما می گوید از سوز غمت شب تا به روز
هیچ رحمی نایدت بر دیده گریان ما ۶
می کنم شادی که گفتا غمزه ات از ناز دوش
خسروا، نزدیک آن شو تا شوی قربان ما ۷
می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما ۱
ای طبیب از ما گذر، درمان درد ما مجوی
تا کند جانان ما از لطف خود درمان ما ۲
یوسف عهد خودی تو، ای صنم با این جمال
می رسد شاهی ترا بر دلبران، سلطان ما ۳
دی خرامان در چمن ناگه گذشتی لاله گفت
نیست مثل آن صنوبر در همه بستان ما ۴
از تب و تاب غم هجران چو ما را دل بسوخت
خود نگفتی این گذر چونست در هجران ما ۵
چشم ما می گوید از سوز غمت شب تا به روز
هیچ رحمی نایدت بر دیده گریان ما ۶
می کنم شادی که گفتا غمزه ات از ناز دوش
خسروا، نزدیک آن شو تا شوی قربان ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - این چه روزست اینکه یار از در درآمد مر مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - در خم گیسوی کافر کیش داری تارها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.