هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن می‌گوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند سرو بلند، تیر و کمان ابرو، و زلف‌های عنبرین، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. شاعر از سوز دل و عشق بی‌پایان خود می‌گوید و اینکه این عشق چگونه بر او غلبه کرده است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۸۸ - سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفت

سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفت
در چمنها لاجرم کارش ازان بالا گرفت ۱

با قدش نسبت ندارد قامت سرو بلند
راست می گوییم و بر ما نیست این کس را گرفت ۲

جز حدیث تیر او در دل نمی آید مرا
تا خیال آن کمان ابرو به چشمم جا گرفت ۳

حق آن قرص رخ و آن لب نمی داند رقیب
خواهد آن نان و نمک روزی دو چشمش را گرفت ۴

من که پیچیدم به فکر آن دو زلف عنبرین
عاقبت زین فکر بی پایان مرا سودا گرفت ۵

دوش می گفتم ز سوز دل حدیثی با چراغ
در سر شمع آتش افتاد و ز سر تا گرفت ۶

خسروا، تا یافت مأوا جان ما در کوی دوست
شد مقیم آن سر کو و دلش از ما گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - روزگاری شد که دل با داغ هجران خو گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.