هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، جدایی، یادآوری خاطرات گذشته و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از دلبستگی و درد فراق مینالد، از بیوفایی گل (معشوق) شکایت دارد و به روزهای خوش گذشته اشاره میکند. همچنین، در بخشی از شعر، به زاهد و پارسایی اشاره شده و در پایان، شاعر از غم و رنج خود میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیوفایی و غم جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۳۲ - برفت آن دل که با صبر آشنا بود
برفت آن دل که با صبر آشنا بود
چه میگویم، نمیدانم کجا بود؟ ۱
همه شب دیدهام خفتن ندادهست
که بوی گلرخ من با صبا بود ۲
ازان بر گل زند فریاد بلبل
که او سالی تمام از گل جدا بود ۳
منال، ای بلبل، از بد عهدی گل
که تا بودهست خوبی، بیوفا بود ۴
ز ما یادش دهی گه گاه، ای باد
گذشت آن وقت که او را یاد ما بود ۵
غنیمت دان وصال، ای همنشینش
خوش آن وقتی که آن دولت مرا بود ۶
تو ای زاهد که اندر کوی اویی
چگونه میتوانی پارسا بود ۷
ز در بیرون مران بیگانه وارم
که این بیگانه وقتی آشنا بود ۸
غمت بس بود، بد گفتن چه حاجت؟
تو را گر کشتن خسرو رضا بود ۹
چه میگویم، نمیدانم کجا بود؟ ۱
همه شب دیدهام خفتن ندادهست
که بوی گلرخ من با صبا بود ۲
ازان بر گل زند فریاد بلبل
که او سالی تمام از گل جدا بود ۳
منال، ای بلبل، از بد عهدی گل
که تا بودهست خوبی، بیوفا بود ۴
ز ما یادش دهی گه گاه، ای باد
گذشت آن وقت که او را یاد ما بود ۵
غنیمت دان وصال، ای همنشینش
خوش آن وقتی که آن دولت مرا بود ۶
تو ای زاهد که اندر کوی اویی
چگونه میتوانی پارسا بود ۷
ز در بیرون مران بیگانه وارم
که این بیگانه وقتی آشنا بود ۸
غمت بس بود، بد گفتن چه حاجت؟
تو را گر کشتن خسرو رضا بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۱ - ندانم تا ترا در دل چه افتاد؟
گوهر بعدی:شماره ۵۳۳ - مرا با تو که شب بیداریی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.