هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق نافرجام، وفاداری اندک، و رنجهای عشق سخن میگوید. او از دلبستگی به معشوق و درد هجران مینالد و اشاره میکند که عشق گاهی انسان را از ایمان و مسلمانی دور میسازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند کفر و ایمان ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تحلیل داشته باشد.
شماره ۵۴۹ - وفا در نیکوان چندان نباشد
وفا در نیکوان چندان نباشد
ترا خود هیچ بویی زان نباشد ۱
مرا گویید منگر در جوانان
که خوبی جز بلای جان نباشد ۲
نظر در روی تو خود کرده ام من
بلی، خود کرده را درمان نباشد ۳
دلم بر بت پرستی خو گرفته ست
مسلمان بودنم امکان نباشد ۴
مرا بهر تو کافر می کند خلق
خود اهل عشق را ایمان نباشد ۵
مرو از سینه بیرون، اگر چه دانم
که یوسف را سر زندان نباشد ۶
ز هجران سوخت خسرو، وه که در عشق
چه نیکو باشد، ار هجران نباشد ۷
ترا خود هیچ بویی زان نباشد ۱
مرا گویید منگر در جوانان
که خوبی جز بلای جان نباشد ۲
نظر در روی تو خود کرده ام من
بلی، خود کرده را درمان نباشد ۳
دلم بر بت پرستی خو گرفته ست
مسلمان بودنم امکان نباشد ۴
مرا بهر تو کافر می کند خلق
خود اهل عشق را ایمان نباشد ۵
مرو از سینه بیرون، اگر چه دانم
که یوسف را سر زندان نباشد ۶
ز هجران سوخت خسرو، وه که در عشق
چه نیکو باشد، ار هجران نباشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۸ - دل ما را شکیب از جان نباشد
گوهر بعدی:شماره ۵۵۰ - کسی کز عاشقی بیزار باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.