هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از درد عشق، رنج هجران، و غیرت سخن می‌گوید. شاعر از دشمنی که دوستش دارد، دل‌آزردگی، و آرزوی خاکساری در راه معشوق می‌سراید. همچنین، اشاراتی به بت‌پرستی و ناتوانی در برابر عشق وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات مانند غیرت، خون‌خواهی، و زخم‌های عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۶۶۲ - جان که چون تو دشمنی را دوست داری می کند

جان که چون تو دشمنی را دوست داری می کند
دشمن خود را به خون خویش یاری می کند ۱

دل که مهمان خواند بر جانم بلا و فتنه را
کار داران غمت را حق گزاری می کند ۲

یک دل آبادان نپندارم که ماند در جهان
زان خرابیها که آن چشم خماری می کند ۳

جان من روزی کند گه گاه همراهش، ازآنک
سوی تو همراهی باد بهاری می کند ۴

خون من می جوشد از غیرت که این کافر چرا
تیر خویش آلوده خون شکاری می کند ۵

مردم از نالیدن و روزی نگفتی، ای رقیب
کیست این کاندر پس دیوار زاری می کند ۶

گر چه بی حد من است ای دوست اما، بر درت
دیده من آرزوی خاکساری می کند ۷

آنکه پندم می دهد در عشق بهر زیستن
مرهم بی فایده بر زخم کاری می کند ۸

در نماز بت پرستی از من آموزد سجود
برهمن کو دعوی زنارداری می کند ۹

هجر می داند که چون من ناتوانی چون زید
زان بر این دل زخمهای یادگاری می کند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۶۱ - بر بناگوشت بلای خط که سر بر می کند
گوهر بعدی:شماره ۶۶۳ - چشم تو مست است یا در خواب بازی می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.