هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از بی‌وفایی معشوق و آزارهای او شکایت می‌کند و خود را بی‌چاره‌تر از همه می‌داند. او از آوارگی روحی و عاطفی خود می‌گوید و در نهایت از معشوق می‌خواهد که او را رها کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و آوارگی روحی برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۱۰۸۱ - ای از تو خوبان خوردن خون تو از همه خونخواره تر

ای از تو خوبان خوردن خون تو از همه خونخواره تر
عیاره ای کافر دلی چشمت ز تو عیاره تر ۱

من عاشقم بر روی تو، نادان چه سازی خویش را؟
دانی که نبود بی سبب چشم کسی همواره تر ۲

چندی ز جور خود مرا رخساره تر دیدی به خون
لب تر نکردی هیچ گه کز چیست این رخساره تر؟ ۳

در کشتن بیچارگان آشفتی و بر من زدی
دانم ندیدی در جهان کس را ز ن بیچاره تر ۴

هر روزت آیم بنگرم، پس بار دیگر بی خبر
صد پاره گشته جامه هم، وز جامه جانم پاره تر ۵

از یاوه گردی های دل از جستجوی نیکوان
من از جهان آواره ام، صبرم ز من آواره تر ۶

بگذار دل را، خسروا، چون پند تو می نشنود
خاموش کن دیوانه را، آوار ازان غمخواره تر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۰ - صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۲ - ماه ندیدی ار دلا، یار چو ماه من نگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.