هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عرفانی و غنایی است که در آن شاعر از دوری از معشوق (یا خدا) و رنج‌های ناشی از این دوری سخن می‌گوید. او خود را مانند سایه‌ای دور افتاده از آفتاب، بیمار و ضعیف، و مانند بلبلی بی‌برگ توصیف می‌کند. شاعر از تنهایی، سرگردانی و درد فراق می‌نالد و از معشوق می‌خواهد که به یاد او باشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و تنهایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۰۸۷ - یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور

یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور
سایه وار از آفتابی ناگهان افتاده دور ۱

چون کنم، یاران، که من بیمارم و مرکب ضعیف
جان به لب نزدیک و راهی در میان افتاده دور ۲

بینوا چون بلبلم، بی برگ چون شاخ رزان
کز جمال گل بود، در مهر جان افتاده دور ۳

آنچنان کانداخت چشم بد مرا دور از رخت
باد چشم بد ز رویت آنچنان افتاده دور ۴

دوری از کوی تو سرگردان همه شب تا به روز
در فغان گویی سگی ام ز آستان افتاده دور ۵

در خیال ابرویت تنها و بی کس، سالهاست
شسته در خاکم چو تیری از کمان افتاده دور ۶

یاد کن از چون منی، ای دوست، گر با چون تویی
آنچنان نزدیک بود این دم چنان افتاده دور ۷

گفته ای، تو کیستی؟ مانده درین کو این چنین
بیدلی سرگشته ای از خان و مان افتاده دور ۸

دی خیالت گفت، خسرو، حال تنهاییت چیست؟
چیست همچون حال تنهایی ز جان افتاده دور؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۶ - ای چراغ جانم از شمع جمالت نور دار
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۸ - گر هنر داری مرنج، ار کم نشینی بر ستور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.