هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر خود را درد معشوق و درمان او می‌خواند، از جفاهای معشوق شکایت می‌کند اما با این حال دل به او بسته است. او حاضر است به خاطر معشوق قربانی شود و خود را مهمان، قربان و سلطان معشوق می‌خواند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۲۵۹ - سرو منی و از دل بستان خودت خوانم

سرو منی و از دل بستان خودت خوانم
درد منی و از جان درمان خودت خوانم ۱

اول به دو صد زاری جان پیشکشت کردم
و آنگاه به صد عزت مهمان خودت خوانم ۲

مهمانت چه خوانم من نه خضر نه عیسی تا
بر آب خودت جویم، بر خوان خودت خوانم ۳

هر چند که جان من دید از تو جفایی چند
با این دل همه درد دل جانان خودت خوانم ۴

هر لحظه مرا با دل جنگی ست در این معنی
کو زان خودت گوید، من زان خودت خوانم ۵

از بس که نمی ارزم نزد تو به کشتن هم
قربان شوم ار گویی «قربان خودت خوانم » ۶

از گونه روی خود ارزد همه شب خسرو
زین پس که اگر گویی سلطان خودت خوانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۵۸ - چو دادی مژده این نعمتم کت روی بنمایم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶۰ - سودای سر زلفت کاندر دل و جان دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.