هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، فنا، رنج و جستجوی معنویت سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق، نزدیکی به مرگ، و دردهای عشق و درویشی میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم صوفیانه مانند شراب عرفانی و سوزش عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند شراب و دردهای عشقی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۰۹ - گر چه به نظاره ایم، نیز نخوانی
گر چه به نظاره ایم، نیز نخوانی
دیده بد دور ازان جمال و جوانی ۱
ما ز تو نزدیک می شویم به مردن
گاه خرامش مگر تو عمر روانی ۲
گر تو درآری به دوستگاری ما سر
هست سر آنکه سر دهیم نشانی ۳
ای که زنی سنگ پیر توبه شکن را
شیشه نگه دار، سر تراست، تو دانی ۴
داغ شرابم برون خرقه چه بینی؟
داغ نگه کن ز ساقیم به نهانی ۵
گر چه ازان شه خوریم خون و نپرسد
شربت درویش یاربش بچشانی ۶
درد من، ای باد، کوه تاب نیارد
می شنو از من، ولی بدو نرسانی ۷
ای که دم از سوز شمع می زنی اینجا
سوزش جانی بدان نه سوز زبانی ۸
پیش که خسرو ز سینه آه برآورد
آه که جان نیز نیست محرم جانی ۹
دیده بد دور ازان جمال و جوانی ۱
ما ز تو نزدیک می شویم به مردن
گاه خرامش مگر تو عمر روانی ۲
گر تو درآری به دوستگاری ما سر
هست سر آنکه سر دهیم نشانی ۳
ای که زنی سنگ پیر توبه شکن را
شیشه نگه دار، سر تراست، تو دانی ۴
داغ شرابم برون خرقه چه بینی؟
داغ نگه کن ز ساقیم به نهانی ۵
گر چه ازان شه خوریم خون و نپرسد
شربت درویش یاربش بچشانی ۶
درد من، ای باد، کوه تاب نیارد
می شنو از من، ولی بدو نرسانی ۷
ای که دم از سوز شمع می زنی اینجا
سوزش جانی بدان نه سوز زبانی ۸
پیش که خسرو ز سینه آه برآورد
آه که جان نیز نیست محرم جانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰۸ - چو لب زنی به می و در میان بگردانی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱۰ - ای دل، مرا به هر کو افسانه چند خواهی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.