هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه ناشی از عشق و دوری معشوق شکایت میکند و خود را گرفتارترین و وفادارترین فرد در این راه میداند. او از رنجهای عشق، بیوفایی معشوق و بار سنگین غم سخن میگوید و احساس میکند که هیچکس به اندازه او در این دردها شریک نیست.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و اندوه شدید نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۱۹۷۰ - نیست در شهر گرفتارتر از من دگری
نیست در شهر گرفتارتر از من دگری
نبد او تیر غم افگارتر از من دگری ۱
بر سر کوی تو دانم که سگان بسیاراند
نیک بنمای وفادارتر از من دگری ۲
وه که آن روی به جز من دگری را منمای
تا نمیرد ز غمت زارتر از من دگری ۳
شرمسارم ز گران جانی خود، زانکه نماند
بر سر کوی تو بسیارتر از من دگری ۴
محنت عشق و غم دوری و بدخویی دوست
نکشد این همه دشوارتر از من دگری ۵
کاروان رفت و مرا بار بلایی در دل
چون روم، نیست گران بارتر از من دگری ۶
ساقیا، برگذر از من که به خواب اجلم
باز چو اکنون تو هشیارتر از من دگری ۷
خسروم، بهر بتان کوی به کو سرگردان
در جهان نبود بیکارتر از من دگری ۸
نبد او تیر غم افگارتر از من دگری ۱
بر سر کوی تو دانم که سگان بسیاراند
نیک بنمای وفادارتر از من دگری ۲
وه که آن روی به جز من دگری را منمای
تا نمیرد ز غمت زارتر از من دگری ۳
شرمسارم ز گران جانی خود، زانکه نماند
بر سر کوی تو بسیارتر از من دگری ۴
محنت عشق و غم دوری و بدخویی دوست
نکشد این همه دشوارتر از من دگری ۵
کاروان رفت و مرا بار بلایی در دل
چون روم، نیست گران بارتر از من دگری ۶
ساقیا، برگذر از من که به خواب اجلم
باز چو اکنون تو هشیارتر از من دگری ۷
خسروم، بهر بتان کوی به کو سرگردان
در جهان نبود بیکارتر از من دگری ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶۹ - صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷۱ - سخن چون زان دو لب گویی، چه گوید انگبین باری؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.