هوش مصنوعی:
در این متن، گروهی از اعراب با ذوق و شوق مشغول گفتگو هستند و هر کدام درباره موضوعات مختلفی مانند عشق، طرب، و زندگی صحبت میکنند. ناگهان فردی از سرزمین عجم (غیرعرب) به جمع آنها میپیوندد. او با ادبیات عربی آشنا نیست و فکر میکند آنها در حال دعا و ثنا هستند. او نیز به تقلید از آنها شروع به گریه و زاری میکند و با اخلاص کامل کلمات را تکرار میکند. با وجود عدم درک معنای واقعی کلمات، اخلاص او باعث میشود دعایش مستجاب شود و گناهانش بخشیده شود.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات ادبی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بخش ۸۹ - حکایت آن عجمی که کلمات عربی شنید دعا و استغفار پنداشت دست اخلاص به آمین برداشت هر چند آن دعا نبود آثار مغفرت روی نمود
عربی چند به هم ذوق کنان
لب گشادند به نادر سخنان ۱
یکی از نجد حکایت می کرد
یکی از وجد شکایت می کرد ۲
یکی از ناقه و محمل می گفت
یکی از وادی و ساحل می گفت ۳
یکی از عشق به خوبان عرب
یکی از سعی در اسباب طرب ۴
ناگهان مخلصی از ملک عجم
زد به سر منزل آن قوم قدم ۵
به فنون ادبش راه نبود
وز زبان عرب آگاه نبود ۶
شد گمانش که دعا می خوانند
سخن از حمد و ثنا می رانند ۷
طلب عفو گنهکاریهاست
بر در لطف عفو زاریهاست ۸
او هم آنجا به تواضع بنشست
گریه و آه و فغان در پیوست ۹
هر چه آن قوم بیان می کردند
با هم اسرار عیان می کردند ۱۰
او به تقلید همان را می گفت
گوهر اشک به مژگان می سفت ۱۱
حشو می گفت و دعا می پنداشت
ذم همی خواند و ثنا می پنداشت ۱۲
لیک چون بر لبش آن خاص کلام
بود در معنی اخلاص تمام ۱۳
یافت درباره وی حکم دعا
داد خاصیت غفران و رضا ۱۴
شد ازان دعوت از نخوت دور
جرم از عفو و گناهان مغفور ۱۵
کرد از اخلاص ز تقصیر بری
بر مس قلب خود اکسیر گری ۱۶
لب گشادند به نادر سخنان ۱
یکی از نجد حکایت می کرد
یکی از وجد شکایت می کرد ۲
یکی از ناقه و محمل می گفت
یکی از وادی و ساحل می گفت ۳
یکی از عشق به خوبان عرب
یکی از سعی در اسباب طرب ۴
ناگهان مخلصی از ملک عجم
زد به سر منزل آن قوم قدم ۵
به فنون ادبش راه نبود
وز زبان عرب آگاه نبود ۶
شد گمانش که دعا می خوانند
سخن از حمد و ثنا می رانند ۷
طلب عفو گنهکاریهاست
بر در لطف عفو زاریهاست ۸
او هم آنجا به تواضع بنشست
گریه و آه و فغان در پیوست ۹
هر چه آن قوم بیان می کردند
با هم اسرار عیان می کردند ۱۰
او به تقلید همان را می گفت
گوهر اشک به مژگان می سفت ۱۱
حشو می گفت و دعا می پنداشت
ذم همی خواند و ثنا می پنداشت ۱۲
لیک چون بر لبش آن خاص کلام
بود در معنی اخلاص تمام ۱۳
یافت درباره وی حکم دعا
داد خاصیت غفران و رضا ۱۴
شد ازان دعوت از نخوت دور
جرم از عفو و گناهان مغفور ۱۵
کرد از اخلاص ز تقصیر بری
بر مس قلب خود اکسیر گری ۱۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۶
۵۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۸۸ - عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادن
گوهر بعدی:بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.