هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در ستایش یک وزیر با کفایت و خردمند به نام فرخالدوله محمد سروده شده است. شاعر از فضایل اخلاقی، تدبیر و کاردانی او در اداره امور مملکت، عدالت، رحمت، و تأثیر مثبتش بر رونق و آبادانی کشور سخن میگوید. همچنین، به نقش پررنگ او در حفظ دین و ملک اشاره میکند و او را به عنوان نماد خرد و عدالت میستاید.
رده سنی:
16+
این متن به دلیل استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیده ادبی و تاریخی، همچنین اشاره به مضامین سیاسی و اجتماعی، برای مخاطبانی مناسب است که از درک ادبی و شناخت تاریخی نسبی برخوردار باشند. نوجوانان و بزرگسالان میتوانند با تحلیل این متن، با سبک ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم مرتبط با حکومتداری آشنا شوند.
شماره ۲۷۴ - آمد به فرخی و سعادت به دار ملک
آمد به فرخی و سعادت به دار ملک
صدری که هست بر قلم او مدار ملک ۱
اسلام را نظام و پسندیده صاحبی
کز فر او چو دار سلام است دار ملک ۲
فرزند فخر ملک محمد وزیر شاه
کایزد نهاد در حرکاتش قرار ملک ۳
اندیشه و تامل او را مسلم است
عِقد کتاب دولت و عقد شمار ملک ۴
هر روز نوبه نو همه دینار و گوهر است
از آستین همت او درکنار ملک ۵
یارست ملک را همه ساله وزارتش
آری وزارت است همه ساله یار ملک ۶
فرخنده شد به دولت او روزگار او
فرخنده شد به طلعت او روزگار ملک ۷
شمشیر و تیر خسرو و رای صواب او
پروردگار دین شد و پروردگار ملک ۸
این هست بَدر حشمت بر آسمان دین
وان هست سرو خَضرت بر جویبار ملک ۹
ای گوهر عزیز که هرگز نیافته است
غواص بخت چون تو گهر در بحار ملک ۱۰
آموختی تو که از پدر و جد خویشتن
تهذیب شغل دولت و ترتیب کار ملک ۱۱
تو افتخار ملک و ملوکی و بودهاند
اسلاف تو به عز ملوک افتخار ملک ۱۲
تا حصن تو حصار بود ملک شاه را
ایمن بود ز تیر حوادث حصار ملک ۱۳
میزان عقل تو است و مَحَکِّ ضمیر تو
این را خبر دهند به وزن و عیار ملک ۱۴
تو ابر رحمتی و ز باران عدل تو است
همواره سبز و خرم هر شاخسار ملک ۱۵
تا ملک را نگار ز توقیعهای توست
گویی که عاشق است ملک بر نگار ملک ۱۶
زیرا که حور و ماه فرستد به مجلست
تا تو کنی ز یارهٔ او گوشوار ملک ۱۷
اقبال تو ز روی زمین بر فلک شده است
تا از فلک ستاره فرستد نثار ملک ۱۸
خواهد شدن به مِخْلْب شاهین ز همتت
شاه ستارگان به فلک بر شکار ملک ۱۹
از فر شاه از تو همه یُمن و یُسر باد
هم بر یمین ملت و هم بر یسار ملک ۲۰
تا حَشْر در جهان ز وزیران و خسروان
تو یادگار دولت و او یادگار ملک ۲۱
صدری که هست بر قلم او مدار ملک ۱
اسلام را نظام و پسندیده صاحبی
کز فر او چو دار سلام است دار ملک ۲
فرزند فخر ملک محمد وزیر شاه
کایزد نهاد در حرکاتش قرار ملک ۳
اندیشه و تامل او را مسلم است
عِقد کتاب دولت و عقد شمار ملک ۴
هر روز نوبه نو همه دینار و گوهر است
از آستین همت او درکنار ملک ۵
یارست ملک را همه ساله وزارتش
آری وزارت است همه ساله یار ملک ۶
فرخنده شد به دولت او روزگار او
فرخنده شد به طلعت او روزگار ملک ۷
شمشیر و تیر خسرو و رای صواب او
پروردگار دین شد و پروردگار ملک ۸
این هست بَدر حشمت بر آسمان دین
وان هست سرو خَضرت بر جویبار ملک ۹
ای گوهر عزیز که هرگز نیافته است
غواص بخت چون تو گهر در بحار ملک ۱۰
آموختی تو که از پدر و جد خویشتن
تهذیب شغل دولت و ترتیب کار ملک ۱۱
تو افتخار ملک و ملوکی و بودهاند
اسلاف تو به عز ملوک افتخار ملک ۱۲
تا حصن تو حصار بود ملک شاه را
ایمن بود ز تیر حوادث حصار ملک ۱۳
میزان عقل تو است و مَحَکِّ ضمیر تو
این را خبر دهند به وزن و عیار ملک ۱۴
تو ابر رحمتی و ز باران عدل تو است
همواره سبز و خرم هر شاخسار ملک ۱۵
تا ملک را نگار ز توقیعهای توست
گویی که عاشق است ملک بر نگار ملک ۱۶
زیرا که حور و ماه فرستد به مجلست
تا تو کنی ز یارهٔ او گوشوار ملک ۱۷
اقبال تو ز روی زمین بر فلک شده است
تا از فلک ستاره فرستد نثار ملک ۱۸
خواهد شدن به مِخْلْب شاهین ز همتت
شاه ستارگان به فلک بر شکار ملک ۱۹
از فر شاه از تو همه یُمن و یُسر باد
هم بر یمین ملت و هم بر یسار ملک ۲۰
تا حَشْر در جهان ز وزیران و خسروان
تو یادگار دولت و او یادگار ملک ۲۱
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۱
۳۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۳ - خدایگان وزیران تویی به استحقاق
گوهر بعدی:شماره ۲۷۵ - نشاط باد همه روزگار فخرالملک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.