هوش مصنوعی:
شاعر در مسیر خود به نسا، تنها سنگها را میبیند و هیچ سبزه و کشتی وجود ندارد. او از گذراندن درهای ناخوش و زشت (نماد دوزخ) سخن میگوید، اما با رسیدن به حضور فردی پاکسرش (ملک)، احساس میکند به بهشت رسیده است.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده (مانند دوزخ و بهشت) برای درک بهتر به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، ممکن است معانی ضمنی شعر برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۳ - در راه نسا ای ملک پاک سرشت
در راه نسا ای ملک پاک سرشت
جز سنگ ندیدم به دل سبزه و کشت
دوزخ درهای گذاشتم ناخوش و زشت
چون پیش تو آمدم رسیدم به بهشت
جز سنگ ندیدم به دل سبزه و کشت
دوزخ درهای گذاشتم ناخوش و زشت
چون پیش تو آمدم رسیدم به بهشت
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - در عشق توام امید بهروزی نیست
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - آنکسکه چراغ مهر تو در بر یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.