هوش مصنوعی: شاعر در این متن به شب و صبح خطاب می‌کند و از عشق و رنج خود می‌گوید. او از شب می‌خواهد که دیگر طولانی نباشد و از صبح می‌خواهد که بخندد، در حالی که او خود در غم عشق می‌گرید.
رده سنی: 14+ متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های ادبی مانند 'زلف' و 'صبح' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۹ - ای شب،نه ز زلف اوست بر پای تو بند

ای شب،نه ز زلف اوست بر پای تو بند
پس دیر و دراز درکشیدی تا چند؟ ۱

وی صبح، تو نیستی چو من عاشق و زار
من می گریم بس است باری تو بخند! ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸ - دل فصل ربیع را چو جان می داند
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - چون لشکر شه روی به راه آوردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.