هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند گل، عندلیب، و شمع برای بیان مفاهیم عاشقانه و عرفانی استفاده می‌کند. شاعر از عشق، رنج، و جدایی سخن می‌گوید و به مضامینی مانند فداکاری، عشق الهی، و ناامیدی اشاره می‌کند. همچنین، انتقادی اجتماعی نسبت به رفتارهای سطحی و ریاکارانه نیز در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.

شماره ۱۹۱ - موسم گل چون حریفان جای در بستان کنند

موسم گل چون حریفان جای در بستان کنند
عندلیبان را ز جای خویش سرگردان کنند ۱

عاشق از مردن نیاساید بگو با اهل مصر
در لحد روی زلیخا جانب کنعان کنند ۲

پر مکرر شد ز خامان دعوی پروانگی
شمع را ای کاش امشب ساعتی پنهان کنند ۳

برنمی‌گردد به فریاد از سر بازار، گل
عندلیبان در چمن بیهوده چند افغان کنند؟ ۴

همچو خاکستر ز آتش بی‌نیاز است آنکه سوخت
نیم جانان همچو شمع آتش غذای جان کنند ۵

بر خلاف رسم پیشین، گلرخان شهر ما
ساعتی صد عید و در هر عید صد قربان کنند ۶

کفر و ایمان را ز من عارست قدسی، چون کنم
گر ز ناشایستگی بر من مرا تاوان کنند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - با لبت عمر ابد عیش نهانی می‌کند
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - ز مژگان بوالهوس را در غمت کی خون به بار آید؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.