هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او آرزو میکند که هیچکس مانند او داغدار نشود و از غم و اندوه رهایی نیابد. همچنین، از حسادت به دیگران و بدبختی خود سخن میگوید و از خدا میخواهد که هیچکس همراه او نباشد تا شریک رنجش نشود. شاعر به عمر جاودانی از طریق عشق اشاره میکند و از تاریکی روزگار خود شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۳۹ - هرگزم چون لاله دل بی داغ ته بر ته مباد
هرگزم چون لاله دل بی داغ ته بر ته مباد
تا بود غم، در دلم آسودگی را ره مباد! ۱
دل گریبانگیر وصل و دیده محروم از نگاه
جامه نیکاختری بر قد کس کوته مباد! ۲
هرکه را بینم به او همراه، میمیرم ز رشک
سایه هم یا رب به آن سرو سهی همره مباد! ۳
من ز آب تیغ، عمر جاودانی یافتم
یا رب از ذوق شراب عشق، خضر آگه مباد! ۴
هرکه با من بود، روز طالعش گردید شب
تیرهبختم، هیچکس را پهلوی من ره مباد! ۵
دور ازو پرسند یارانم که قدسی حال چیست
بزم، بی شمع و چراغ و آسمان بی مه مباد! ۶
تا بود غم، در دلم آسودگی را ره مباد! ۱
دل گریبانگیر وصل و دیده محروم از نگاه
جامه نیکاختری بر قد کس کوته مباد! ۲
هرکه را بینم به او همراه، میمیرم ز رشک
سایه هم یا رب به آن سرو سهی همره مباد! ۳
من ز آب تیغ، عمر جاودانی یافتم
یا رب از ذوق شراب عشق، خضر آگه مباد! ۴
هرکه با من بود، روز طالعش گردید شب
تیرهبختم، هیچکس را پهلوی من ره مباد! ۵
دور ازو پرسند یارانم که قدسی حال چیست
بزم، بی شمع و چراغ و آسمان بی مه مباد! ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - عالمی بر خویش بالیدم چو از من یاد کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - هنوز از نالهای صد شعله در جان میتوانم زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.