هوش مصنوعی:
در این متن شاعر از عشق و اندوه خود سخن میگوید. او اشاره میکند که دیدن معشوق باعث گریهاش میشود و هیچ چیز مانند خورشید نمیتواند اشکهای او را خشک کند. همچنین، او از درد فراق و دلتنگی میگوید و از موهای معشوق به عنوان نمادی از سودای عشق یاد میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۵ - مانع گریه نشد چشم مرا دیدن تو
مانع گریه نشد چشم مرا دیدن تو
تاب خورشید کجا خشک کند دریا را ۱
پرده بر داغ کشم چون روم از شهر برون
بر دل لاله چرا تنگ کنم صحرا را ۲
کی به سودای دلم سلسله مویی برخاست
که سر زلف تو بر هم نزد آن سودا را ۳
تاب خورشید کجا خشک کند دریا را ۱
پرده بر داغ کشم چون روم از شهر برون
بر دل لاله چرا تنگ کنم صحرا را ۲
کی به سودای دلم سلسله مویی برخاست
که سر زلف تو بر هم نزد آن سودا را ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - کی رسد هرگز گزند از چشم بد، خوب مرا
گوهر بعدی:شماره ۶ - غم عشق تو در هر جا که محکم میکند پا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.