هوش مصنوعی:
شاعر در این متن احساسات خود را بیان میکند که مانند گل لاله اگر اجزای وجودش از هم جدا شود، هر جزء به درد و رنج دیگری دچار میشود. او به یاد پرندهی عندلیب میافتد که امیدوار است باد صبحگاهی دل غنچه را بگشاید. شاعر از مردم دوری میجوید و در عوض، خیال معشوق در چشمانش آشنا میشود.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاطفی و شاعرانهای است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۲۴ - اجزای من چو لاله گر از هم جدا شود
اجزای من چو لاله گر از هم جدا شود
هر جزو آن به داغ دگر مبتلا شود ۱
گویا ز عندلیب گرفتهست خاطرش
کو باد صبحدم که دل غنچه وا شود ۲
بیگانهوار بگذرم از مردمان چشم
با دیدهام خیال تو چون آشنا شود ۳
هر جزو آن به داغ دگر مبتلا شود ۱
گویا ز عندلیب گرفتهست خاطرش
کو باد صبحدم که دل غنچه وا شود ۲
بیگانهوار بگذرم از مردمان چشم
با دیدهام خیال تو چون آشنا شود ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - چه بخت است این که داغ از سینهام پهلو بگرداند
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - پیش از اینش نظری با من درویش نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.