هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنجهای عاشقانه، و تضادهای احساسی سخن میگوید. در آن، بلبل و قمری نماد عشق و آزادی هستند، در حالی که خنجر و تیغ نشاندهنده رنج و دشمنیاند. شاعر به عشق دیوانهوار و ویرانیهای ناشی از آن اشاره میکند و در نهایت، از آبادانی کعبه به عنوان نمادی از امید و رستگاری یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین احساسی سنگین، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳۰ - تا ز گشت گلشن آن آشوب دلها یاد کرد
تا ز گشت گلشن آن آشوب دلها یاد کرد
بلبل از گل گشت و قمری سرو را آزاد کرد ۱
تیغ بر دشمن کشید و دوستداران را ز رشک
بر بدن، هر موی کار خنجر فولاد کرد ۲
عاشق دیوانه را سودای معموری بلاست
هرکه ویران کرد ما را، کعبه را آباد کرد ۳
بلبل از گل گشت و قمری سرو را آزاد کرد ۱
تیغ بر دشمن کشید و دوستداران را ز رشک
بر بدن، هر موی کار خنجر فولاد کرد ۲
عاشق دیوانه را سودای معموری بلاست
هرکه ویران کرد ما را، کعبه را آباد کرد ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - سنگ در کارست تا دیوانه پیدا میشود
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - به من خدنگ ترا سر فرو نمیآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.