هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای گذشته میگوید که با وجود تحمل سختیها، هنوز آرامش و نور به زندگیاش بازنگشته است. او از فراق و تنهایی سخن میگوید و اشاره میکند که کاروان زندگی از او بیخبر گذشته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، بیان احساسات پیچیده و تجربیات زندگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۹ - غم رفت از دل من و از سینه داغ هم
غم رفت از دل من و از سینه داغ هم
مهتاب نیست کلبه ما را چراغ هم ۱
صد داغ سوختیم و ز دل تیرگی نرفت
روشن نکرد کلبه ما را چراغ هم ۲
قدسی خبر ز قافله طاقتم مپرس
این کاروان گذشته ز ما بی سراغ هم ۳
مهتاب نیست کلبه ما را چراغ هم ۱
صد داغ سوختیم و ز دل تیرگی نرفت
روشن نکرد کلبه ما را چراغ هم ۲
قدسی خبر ز قافله طاقتم مپرس
این کاروان گذشته ز ما بی سراغ هم ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - بهتر آن است که بی نشو و نما خاک شویم
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - بر امید صبر، دور از بزم یار افتادهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.