هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از سوختن در آتش عشق، هجران، و دردهای روحی مینویسد و با استفاده از استعارههایی مانند شمع، پروانه، و مرغ سپیدهدم، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۴ - آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوخت
آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوخت
و ین برق جانگداز همه خشک و تر بسوخت ۱
مرغ سپیده دم که خبر داد از توام
اکنون نمی دهد مگرش بال و پر بسوخت ۲
باید که شمع را نرسد باد و آتشی
پروانه ضعیف چه باشد اگر بسوخت ۳
بازم بسوخت آتش هجران نو جگر
دیدی چگونه سوخت به بادی دگر بسوخت ۴
دوشم بگوشه نظری کردهای عزیز
نازک دل عزیز تو بر ما مگر بسوخت ۵
گفتم که سوز آتش دل کم شود به اشک
این سوز کم نگشت از آن هم بتر بسوخت ۶
می سوخت بار شیع گدازان و پس کمال
از شمع اندکی و ازو بیشتر بسوخت ۷
و ین برق جانگداز همه خشک و تر بسوخت ۱
مرغ سپیده دم که خبر داد از توام
اکنون نمی دهد مگرش بال و پر بسوخت ۲
باید که شمع را نرسد باد و آتشی
پروانه ضعیف چه باشد اگر بسوخت ۳
بازم بسوخت آتش هجران نو جگر
دیدی چگونه سوخت به بادی دگر بسوخت ۴
دوشم بگوشه نظری کردهای عزیز
نازک دل عزیز تو بر ما مگر بسوخت ۵
گفتم که سوز آتش دل کم شود به اشک
این سوز کم نگشت از آن هم بتر بسوخت ۶
می سوخت بار شیع گدازان و پس کمال
از شمع اندکی و ازو بیشتر بسوخت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - من طلب کردم وصالت روز و شب
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - آنچه از خدای خواست دل بنده باز یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.