هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، تقدیر، ریا و حسد می‌پردازد. شاعر با نگاهی طنزآمیز و انتقادی، به مقایسه‌ی زاهد و عاشق پرداخته و از عشق جاودانه سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین برخی از استعاره‌ها و کنایه‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۲۳۳ - گل لاف ن با رخ آن سرو قد زد است

گل لاف ن با رخ آن سرو قد زد است
باد صباش نیک بزن گو که به زده است ۱

زد پای بر سرم شدم از خود چو آن بدید
در خنده رفت و گفت که بختش لگد زده است ۲

این دل به عاشقی نه از امروز شد علم
کوس محبت ز ازل تا ابد زده است ۳

باید حکیم را سوی بیمار خانه برد
گر در زمان حسن تو لاف از خرد زده است ۴

زاهد چو آه حسرت و ما باده می کشیم
سنگی که زد به شیشه ما از حسد زده است ۵

باشد به دور چشم تو از حد برون خطا
هرمست را که تحتسب شهر حد زده است ۶

آن شب که رفت و پای سگش بوسه زد کمال
تا روز بوسه ها به کف پای خود زده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - گل شکفت و باز نو شد عشق ما بر روی دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - گلی چون سرو ما در هر چمن نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.