هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، عشق و مستی را در قالب تمثیل‌های عرفانی و زمینی به تصویر می‌کشد. شاعر به رابطهٔ پیشین خود با می و میکده اشاره می‌کند و از تأثیر عشق و جفای معشوق بر جان خود سخن می‌گوید. همچنین، از ناتوانی زاهد ناآگاه در درک حال عاشقان انتقاد می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عرفانی و تمثیل‌های شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و انتقادی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فرهنگ دارد.

شماره ۳۵۷ - پیش از آندم که می و میکده در عالم بود

پیش از آندم که می و میکده در عالم بود
جان من با لب خندان قدح همدم بود ۱

بوی خون کز دهنم میدمد امروزی نیست
زانکه این رایحه در آب و گل آدم بود ۲

لب جانبخش تو در خنده مرا دل میداد
ورنه جان و دل از آن زلف سیه درهم بود ۳

گلی شرم رخت آن روز همی کرد عرق
که به پیراهن صحرای جهان شبنم بود ۴

عقل مدهوش من آندم به خرابات ازل
گاهی از لعل تو دلتنگ و گهی خرم بود ۵

هر جراحت که همی کرد غمت بر دل ریش
زخم شمشیر جفاهای تواش مرهم بود ۶

زاهد خام چه داند که چه می گفت کمال
کو، نه در پرده دلسوختگان محرم بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - پری را دلبری چندین نباشد
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - پیش رخ نو دیده پری را نکو ندید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.